سديد الدين محمد عوفى
231
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
فارغ شد « 1 » بر مركب اقبال سوار گشت « 2 » و در كوكبهء نصرت به مصاف رفت و فتحى عظيم و نصرتى شگرف حاصل شد « 3 » تا عاقلان را معلوم شود كه عمل « 4 » هيچ كس را خداى مهمل نگذارد « 5 » . بيت هر « 6 » كه نصرت ز درش خواهد منصور شود * ورچه غمگين بود ، از فضلش مسرور شود هركه بوييد گل باغ توكل به يقين « 7 » * خار احداث زمان از قدمش دور شود « 8 » [ صوفى متوكلى كه در بيابان پالودهء گرم آرزو كرد ] حكايت ( 3 ) يكى از مشايخ طريقت مىگويد « 9 » : وقتى با جماعتى از « 10 » متصوفه به سفرى مىرفتم در بيابانى طويل و عريض افتاديم « 11 » . در اثناى راه حديث توكل و قوت يقين « 12 » درافتاد ، درويشى در آن ميان خواست كه صحت توكل و كمال يقين خود بديشان نمايد ، سوگند خورد كه هيچ طعام نچشد و از هيچكس سؤال نكند تا حق تعالى او را « 13 » پالودهء گرم روزى نكند . و چون روز به آخر رسيد و خورشيد نورانى « 14 » قصد « 15 » غروب كرد طعامى كه داشتند در پيش آوردند و بدان درويش عرضه كردند « 16 » . او را « 17 » از تناول طعام « 18 » امتناع نمود و بر گرسنگى صبر كرد . روز ديگر بر « 19 » همان حالت بسر برد « 20 » . سست و بىطاقت شد و « 21 » ضعف درو اثر
--> ( 1 ) مپ 2 : اين مناجات بكرد ( 2 ) مپ 2 : شد ( 3 ) مپ 2 : روى نمود ( 4 ) متن - عمل ( 5 ) مج و بنياد - عمل هيچ . . . نگذارد ( 6 ) متن + كس ( 7 ) متن : هركه در بند گل باغ توكل باشد ( 8 ) نسخه مپ 2 اين اشعار را ضبط نكرد ، بنياد فقط بيت اول را در ضبط آورده . ( 9 ) متن : كه ( 10 ) مج - از ( 11 ) متن : افتادم ( 12 ) مپ 2 : نفس ( 13 ) مج - او را ( 14 ) مپ 2 - نورانى ( 15 ) مج مكمن ( 16 ) مپ 2 - و بدان . . . كردند . ( 17 ) مپ 2 و مج : درويش ، بنياد - او را ( 18 ) مپ 2 : از آن ( 19 ) متن - بر ( 20 ) مج + و ( 21 ) مپ 2 - سست و بىطاقت شد و